على محمدى خراسانى
95
شرح كفاية الأصول (فارسى)
فساد آن نماز يا وضو هم مىباشد يا نه ؟ 3 - نهى مولوى ذاتى هم يا تحريمى است و دالّ بر حرمت است ، مثل « لا تصلّ فى الدّار المغصوبة » ، « لا تبع وقت النداء » و . . . و يا تنزيهى و كراهتى است و دالّ بر كراهت است ، مثل نهى از روزهء روز عاشورا و نهى از نوافل مبتدئه در لحظهء طلوع خورشيد و غروب آن و مثل نهى از بيع كفن . . . حال مرحوم شيخ فرموده است : نزاع در مسألهء دلالت نهى بر فساد ، مخصوص نهى تحريمى است و شامل نهى تنزيهى نمىشود ، زيرا در عنوان مسئله چيزى كه از نهى به ذهن متبادر مىشود ، نهى تحريمى است نه كرامتى ، پس عنوان مسئله شامل نهى كراهتى نمىشود . « 1 » مرحوم آخوند مىفرمايد كه ما نيز اين ظهور نهى در تحريمى را قبول داريم ؛ ولى معتقديم كه ملاك و مناط بحث عامّ است و نواهى كراهتى را نيز شامل است ، بيان مطلب : ملاك بحث اين است كه آيا مبغوضيّت و مرجوحيّت و مفسده داشتن با صحّت و مطلوبيّت عمل قابل جمع است ؟ يا منافات دارد و قابل جمع نيست ؟ اين مناط هم در نهى تحريمى وجود دارد و هم در نهى تنزيهى ، زيرا در هر دو مفسده و مبغوضيّت هست . با اين تفاوت كه درجهء مفسده و مبغوضيّت در نهى تحريمى بيشتر است و مفسدهء ملزمه دارد ولى در نهى كراهتى كمتر است ولى اصل ملاك در هر دو هست و وجهى براى اختصاص نزاع به نهى تحريمى وجود ندارد . قوله : و اختصاص : ممكن است كسى بگويد كه برفرض ملاك بحث در نهى تنزيهى هم وجود داشته باشد ، ولى اختصاص به نهى كراهتى در عبادات دارد و در آنجا مبغوضيّت و مرجوحيّت با مطلوبيّت و محبوبيّت و صحّت و مقربيّت جمع نمىشود ولى در نهى تنزيهى در معاملات ، اين ملاك نيست و احدى نگفته است كه در معاملات ميان كراهت و فساد ملازمه است و اگر معاملهاى مكروه بود فاسد هم هست بلكه ممكن است صحيح باشد ، مثل كفنفروشى . مرحوم آخوند مىفرمايد : ما اين مطلب را مىپذيريم كه ملاك نهى كراهتى در عبادات هست نه در معاملات ، ولى اين باعث نمىشود كه عنوان مسئله را به
--> ( 1 ) - مطارح النظار ، ص 157 .